محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)
101
دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)
بالاخره قياس يا حكم از راه مقايسه . « 1 » هرگاه تحليلى را كه مطرح كرديم تحليلى درست باشد - به استثناى بعضى از تعريفهايى كه بايد به اين گفتار اضافه كنيم - سزاوار نيست كه جز يك سلطه قانونگذارى به معناى صحيح داشته باشيم . قرآن كريم خود بر اين انديشه در بسيارى از آيات شريفه تاكيد نموده است و مىفرمايد : « إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ » * « 2 » و « أَلا لَهُ الْحُكْمُ » « 3 » و « لا مُعَقِّبَ لِحُكْمِهِ » « 4 » خداى سبحان پيامبرش را در ميان ما برانگيخته است ، براى اينكه نه تنها در برابر قانون الهى تسليم باشد ، بلكه نخستين كسى باشد كه سر تسليم فرود مىآورد : « قُلْ إِنَّ صَلاتِي وَ نُسُكِي وَ مَحْيايَ وَ مَماتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ لا شَرِيكَ لَهُ وَ بِذلِكَ أُمِرْتُ وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ » « 5 » در اين صورت ، آيا مقصود از اين چهار منبع قانونى چيست ؟ الف - قرآن : از آنجا كه قرآن از نظر مسلمانان ، در ذات خود سخن خداست ، تمام شرايط لازم و كافى را براى بيان ارادهء پروردگار دارد ، ولى آيا سزاوار نيست كه اين كتاب آسمانى تنها منبع شريعت اسلامى باشد ؟ . . . مگر نه اين است كه اقرار به وجود منبعى ديگر براى تكليف اخلاقى ، بهطور مباشر و مستقيم و واقعى در كنار قرآن ، به اين معناست كه بينشهاى ديگرى در كنار خدا به صورت مشترك وجود دارد ، كه آنها نيز همان حقّ مقدّس را در صدور احكام دارند ؟ پس بايد ببينيم تا چه اندازه به منابع ديگر در واقع اين قدرت ( صدور حكم ) داده شده است .
--> ( 1 ) - بايد توجّه داشت كه منابع تشريع از ديدگاه شيعهء اماميّه عبارت است از : كتاب ، يعنى قرآن مجيد و سنّت نبوى و بقيّهء معصومان عليهم السّلام ( قول ، عمل و تقرير معصوم عليهم السّلام و اجماع [ البتّه اجماعى از نظر شيعه حجّت است كه حكايت از قول معصوم كند ، اگرنه اجماع ، يك منبع مستقل شمرده نمىشود . ] و عقل ) . ( 2 ) - انعام ( 6 ) آيهء 57 و يوسف ( 12 ) آيهء . 4 : « تمام كارها و فرمانها به دست خداست » . ( 3 ) - انعام ( 6 ) آيهء 62 : « دادرسى و حكم و قضا مخصوص ذات پاك اوست . » ( 4 ) - رعد ( 13 ) آيهء 41 : « هيچكس را ياراى ردّ احكام او يا جلوگيرى از فرمان او نيست » . ( 5 ) - انعام ( 6 ) آيات 162 و 163 : « بگو : ( نه در عقيده ، من يكتاپرستم ، بلكه در عمل ) نماز من و تمام عبادات من و حتّى مرگ و زندگى من همه براى پروردگار جهانيان است ؛ پروردگارى كه هيچ شبيه و شريكى ندارد و به اين موضوع من دستور يافتهام و من نخستين مسلمانم » .